عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

139

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

بىآب . و سورمق قريهء خوب آبادى است . سيصد خانوار رعيّت دارد ، شش رشتهء قنات . خانه‌ها در قلعه است . سه باغچه دارد ، گل سرخش فراوان . در چاپارخانه منزل كرديم . دو طايفه در سورمق هست : ببركى و حاجى رحمتى ، به رياست ملّا على كه در شيراز محبوس است با هم نزاع كرده‌اند . ملّا على سال گذشته ده هزار تومان تخفيف گرفته است براى بلوك آباده و سورمق و اقليد و صغاد « 1 » و بهمن و كوشكك . خواسته است بالنّسبه قسمت كند . طايفهء ببركى ، به هر ملاحظه و غرض بوده ، گفته‌اند كه ما تخفيف نمىخواهيم . بر سر اين مطلب نزاع برخاسته . در ماه شعبان طايفهء ببركى يك نفر از بستگان ملّا على را گلوله زده ، كشته‌اند . حسن حسين شفيع است 82 . بعد از عرض به حكومت آباده احقاق حق نشده به مسامحه گذشته . لهذا ، روز چهارشنبه ، قبل از ورود حقير ، طايفهء مقتول زده‌اند با گلوله يك نفر مشهدى على يا كربلايى صادق نام از طايفهء قاتل را كشته‌اند و نعش او را ديديم . بىمعطلى دفن نمودند . سورمق محل اشرار است . سياست لازم دارند . جمعيت سورمق دو هزار نفر . زراعت : غله ، انگور ، ترياك . صنعت : چادر است نخى . ماليات : چهار هزار تومان و ماليات تمام بلوك : بيست هزار تومان و ابرقو ، كه از توابع اصفهان است ، در هشت فرسخى سورمق واقع است . و حدّ خاك فارس در دو فرسخى عرضست « 2 » . حاجى محمد باقر خان ، حاكم آباده را نوّاب معتمد الدّوله اطّلاع داده و سپرده بودند كه از حقير پذيرايى كنند و او به ضابط سورمق نوشته بود كه از ورود حقير تحقيق نموده ، به او اطّلاع بدهد . خلاصه وضع سورمق خيلى مغشوش است . [ آباده ] امروز عصر پنجشنبه 15 [ رمضان ] حركت نموديم به سمت آباده ، سه فرسخ و نيم است . وارد چاپارخانه شديم . آباده قصبچهء بزرگى است مواجه « 3 » قبله . حصارى دارد و كوچه‌ها باريك به وضع دهات است از خشت و گل و چاه كثافات در كوچه‌ها . دو سه باب حمّام دارد كثيف . بازار و كاروانسرا ندارد ، جز چند دكان گيوه چينى و صاحب هفت هشت هزار نفر جمعيت . مردم شريرى دارد و حاكم شخص بىحال ولى ظاهرا متعدّى نيست ؛ و از قرار مذكور بابى هم زياد در آنجا هست . متاع آباده قاشق و جعبه و ميز و چهارچوب منبّت است . تلگرافچى آنجا ميرزا احمد ياور ، برادر حاجى ميرزا جعفر ، حكيم‌باشى جلال الدّوله ، است حكومت سفارش معتمد الدّوله را به عمل نياورد و حقير هم اعتنايى نكرد .

--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : سقات ( 2 ) . چنين است در اصل نسخه . ( ؟ ) ( 3 ) . روبروى ، مقابل